بارانباران، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره

فرشته مهربون من

اولین دو گوشی

موهات رو واسه اولین بار دو گوشی بستم   خیلی کوچولو  و گوگولی جمع شد فدات شم قربون پاهات که میندازیشون روی هم       ...
21 تير 1391

باران و کلید برق

این روزها عاشق خاموش و روشن کردن کلیدهای برق شدی و با بالا رفتن از مبل به هدف محبوبت میرسی و کلی ذوق میکنی     اینم وقتی دستت به کلید نرسه از مماخت کمک میگیری ای ملوسک من   دوستت دارم خییییلی زیاد   ...
21 تير 1391

عاقبت خواب با شیشه

موشموشک من هر چی صبر کردم ول کن شیشه نبودی منم از اقا الاغه واسه نگه داشتن شیشه کمک گرفتم قربون خودت و مدلهای مختلف خوابیدنت که من یکی روکشته   ...
21 تير 1391

دندونهای خوشمل

سلام به دخملک عزیز تر از جونم دندونهای جدیدت مبارک قربون مهربونیات و قربون صبر و تحملت بشه مامان خیلی این روزها داری اذیت میشی اخه 3 تا دندون خوشگل دارن با هم مسابقه میدن تا در بیان هشتمین و نهمین و دهمین دندون    الهی مامانی درد بکشه ولی تو  بخندی   مامانی تب کنه ولی تو سر حال باشی و واسم خودتو لوس کنی    اون شبی که خیلی تب داشتی  من کلی یواشکی گریه کردم اخه بابایی دوست نداره من گریه کنم و ناراحت باشم   ولی چه کنم که دست خودم نبود   دستای کوچولوت خیلی داغ بود و دلم رو اتیش میزد خدایا زودتر این دندونها بیان بیرون و دخملی من سر حال بشه   ...
14 تير 1391

گردهمایی من و دوستام

سلام به همگی جاتون خالی من سه شنبه 30 خرداد با 2 تا پسمل ناناز قرار داشتم فکرای بد بد نکنیدا مامانامون هم بودن اسم یکیشون مهدی بود خیییلی پسمل خوش تیپ و اقایی بود مامانش هم که خیییلی مهربون بود و همش بهمون بیسکوییت میداد اون یکی اسمش ایلیا بود خیلی بامزه بود مامانم همش میگفت وااای چقدر نرمه البته من خودم تست نکردم  اخه از شما چه پنهون مهدی یه جورایی نامزدمه البته هنوز قطعی نیست چون من گفتم ببینم دیگه کیا پیشنهاد میدن اخه الکی نیست که باید سنجیده عمل کنم  مامان ایلیا هم خیلی خانوم خوش اخلاق و نازی بود  حالا بریم چندتا عکس ببینیم       وااای خوب اینجوری نیگام نکنین خجالت میکشم مهدی ...
11 تير 1391

هفتمین مروارید

ااااخ جون فرشته من هفت دندونی شد الهی مامان فدات بشه  تا ماه پیش 6 تا دندون داشتی یعنی 4 تا بالا و 2 تا پایین ولی الان یه دندون خوشگل دیگه پایین در اومده سمت چپ    وااای که خندیدنت از همیشه شیرینتر شده  با این دندون جدید و نا متقارنت هههههه   دوستت دارم دخملم اینم دو عکس ناناز     اینم یه ماچ واسه شما   ...
6 تير 1391

14 ماهگی قند عسلم

 دخمل شیرین من 14 ماهه شده هووووراااااا وااای که این روزها چقدر شیرین شدی همش داری دالی میکنی  با عروسکهات حرف میزنی  عاشق نانای هستی با صدای دزدگیر ماشینها هم نانای میکنی دوستت دارم البالوی من   ...
4 تير 1391

اب بازی 13 ماهگی

 فدات بشم  دخملکم این زخم کوچولو رو ببین روی صورتت  اگه بدونی چقدر برات غصه خوردم   ایشا... اولین و اخریش باشه خییییلی خوشحالم که اینقدر اب بازی رو دوست داری  دستای کوچولوت رو ببین خدایا مرسی یه عاااااالمه     ...
29 خرداد 1391